پی
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/31 | ساعت: 5:30
پی پی جمعه ۱۴۰۰/۰۷/۰۹ ساعت 13:24 توسط | دو روزه نشستم ویدیو معارف نگاه میکنم خلاصه میکنم. این ترم 4واحد معارف برداشتم و الان درواقع به پی پی خوردن افتادم:/ هرچی به مامانم میگم بیا آخرتتو بساز بیا کمکم کن میگه نه اینجوری بیشتر گناه میکنم. نگاه کن شاید به راه راست هدایت شی.ازینکه دیگه رنگی پنگی نمینوی...
◷
تاریخ انتشار: 1401/10/25 | ساعت: 19:57
این روزا خیلی دلتنگم.تهی و خالی و دلتنگ و مغموم. از چی؟ نمیدونم. برای چی؟ نمیدونم. یه جونور سیاهو حس میکنم توی خودم که البته سگ سیاه نیست یه چیزی شبیه تیغه ی چرخ گوشته که بین معده و قلبمه.خیلی سرم شلوغه خیلی فعالم و اصلا وقت برای سر خاروندن ندارم ولی خب تاثیری توی زیست تیغه ی چرخ گوشت سیاه و جاندارم...
چه دلنواز اومدم!
◷
تاریخ انتشار: 1401/4/10 | ساعت: 5:11
امروز داشتم از مسیر احتمالی زندگیم صحبت میکردم که شاید این 7 ترمه شدن کمک کنه به اینکه برم آزمون استخدامی بانک شرکت کنم و یه مدت پول در بیارم و برای خودم باشم که سینا گفت ولی تو برای توی بانک کار کردن زیادی خوشگلی:"))))) آقاااااا :")))))) تا حالا سینا بهم نگفته بود خوشگل :")))) همیشه باهام یجوری رفت...
پی پی
◷
تاریخ انتشار: 1401/4/10 | ساعت: 5:11
دو روزه نشستم ویدیو معارف نگاه میکنم خلاصه میکنم. این ترم 4واحد معارف برداشتم و الان درواقع به پی پی خوردن افتادم:/ هرچی به مامانم میگم بیا آخرتتو بساز بیا کمکم کن میگه نه اینجوری بیشتر گناه میکنم. نگاه کن شاید به راه راست هدایت شی.ازینکه دیگه رنگی پنگی نمینویسم احساس بزرگی میکنم:))) حالم خیلی نوسان...
بله !
◷
تاریخ انتشار: 1398/9/9 | ساعت: 17:06
فکر میکنم دلیل اینکه الان سختیا و مشکلات زندگی خیلیییی بیشتر نسبت به چند سال پیش به نظرم میاد [شاید] این باشه که از خیالبافی و زندگی توی رویاهام فاصله گرفتم و [متاسفانه] سعی کردم که واقع بین تر باشم ، توی دنیای واقعی سیر کنم و کلا خودم رو با واقعیتای زندگی روبرو کنم!+باید تا میتونم خیال بپردازم و دو...
پاعیز
◷
تاریخ انتشار: 1398/9/9 | ساعت: 17:06
چیه این عصرای پاییز ؟ بعدِ کلی از این سوی دانشگاه به آن سوی دانشگاه دویدن و خود را مشغول کارهای جانبی کردن برای راحت تر گذراندن روز ، اینقدر خسته بودم که اومدم خوابگاه مستقیم رفتم که بخوابم . الان که بیدار شدم چنان غم دنیا ریخته توی دلم و چنان حس سرماخوردگی دارم و چنان مشکلات زندگی جانم را میخورند ک...
۱۲ عه ۲ عه ۹۸
◷
تاریخ انتشار: 1398/3/10 | ساعت: 15:44
من متوجه شدم شما در جوار دوستان حتی شیک شکلات با پیتزا و سیب زمینی هم بخوری هیچ بلایی سرت نمیاد، این غربت بیابون دانشگاهه که معده رو اذیت میکنه:)))
Ghor ghors
◷
تاریخ انتشار: 1398/3/10 | ساعت: 15:44
امروز به قطعیت رسیدم که کلا حالم خوب نیست و دارم گند میزنم به حال خوب بقیه . تا یه جایی میگم و میخندم طبیعی به نظر میاد بعدش دیگه یکم بیشتر از حد که میگذره خود واقعی غرغروعه بهونه گیر بداخلاق بسه دیگه خستم کردین بریم خونمونم ظاهر میشه . قبلا خودمو با بیرون رفتن مشغول میکردم ولی الان اونم عصبیم میکنه...
98
◷
تاریخ انتشار: 1398/2/11 | ساعت: 21:29
حقیقتا چیز دیگه ای جز این دیالوگ تکراری بامزززه ندارم که بگم یه سال گذشتو ما آدم نشدیم پس تا کی میخوایم فرشته بمونیم؟+ته مهای دلم حالم خوبه. یه چیز خیلی سبز . نمیدونم چیه ولی دوسش دارم و یکمم نگرانم ا
هانا
◷
تاریخ انتشار: 1398/2/11 | ساعت: 21:29
مامانم از هانا درس میپرسه که : بت پرستا وقتی اومدن دیدن بتا همشون شکسته شدن چی گفتن؟میگه : بگفتند بخر ماست سون تا نشده سرد غذامان ، چه کم چرب چه پرچرب ببین حال و هوامان:))))
خوابگاه
◷
تاریخ انتشار: 1398/2/11 | ساعت: 21:29
زندگی سخت خواهد بود در اتاقی که ۵تا سلیقه ی موسیقیایی کاملا متفاوت دارن توش زندگی میکنن و هیچکدومم اعتقادی به هندزفری ندارن:"| مثلا در حالیکه صدای تتلو داره پخش میشه مازیار فلاحی از اونور میگه یه عکس
در هفته ی اخیر
◷
تاریخ انتشار: 1397/11/17 | ساعت: 9:21
در هفته ی اخیر من عینکی دائم شدم، مسموم شدم، سرم زدم، سه تا آمپول خوردم و تبخال زدم. "در هفته ی اخیر" بشه که بسه دیگه عشقوم.
:)))
◷
تاریخ انتشار: 1397/11/17 | ساعت: 9:21
شمارو دعوت میکنم به گوش دادن به این voice :)))))))))) هانا اینجا 4 سالش اینا بود . من مردم براش حقیقتا :))) کلیک
دشویی
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/22 | ساعت: 18:21
از جذابیتای خوابگاه، میتونم اشاره کنم به دیدن قیافه ی دخترا صبحا توی دسشویی:)))) قشششنگ اعتماد به نفس میگیرم که تنها نیستم
تافی
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/22 | ساعت: 18:21
یه شامپو شکلاتی ای خریدم روش عکس این شکلات خفن تخته ای خوشمزه عاست، بعد بوش مثه شکلات تافی, بدمزه هایی که نصفه میخوری بقیشو باید تف کنیه-_-
مکالمات درونی
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/22 | ساعت: 18:21
- من خیلی قویم من خیلی قویم من خیلی قویم من خیلی قویم من خیلی قویم من خیلی قویم من خیلی قویم. +قطعا همینطوره
هعی!
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/22 | ساعت: 18:21
انقد دلم گرفته که میخوام همین الان پاشم برم کل این بیابون(محیط دانشگاه! ) رو قدم بزنم ولی حیف که قوانین خوابگاه دست و بالمونو بسته.
عمو تم اینا!
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/22 | ساعت: 18:21
این ضمیرناخودآگاهه .. چیه؟ چه گستاخانه نادونه! ساعت ۷صبح با چه وضعیتی بیدار شدم و اول از همه کانال امور دانشجویانو چک کردم که ببینم اون کلاسی که امتحان دارم کنسل نشده؟(که نشده بود:|) بعد یهو اولین کلم
کنکوریه۲!
◷
تاریخ انتشار: 1397/8/11 | ساعت: 1:37
ولی دو سال کنکور دادن با دو سال پشت کنکور موندن فرق داره:| اولی یعنی دوساله که درگیر کنکوری دومی یعنی سه ساله که درگیر کنکوری:| کسی که سال پیش دانشگاهیش کنکور میده بهش نمیگن پشت کنکوری میگن کنکوری:| تا کی باید بگم اینارو اه؟:"|
شب عشقیه!
◷
تاریخ انتشار: 1397/8/11 | ساعت: 1:37
فقط با توجه به این قسمت از آهنگ هایده "زمونه رنگارنگه شب و روزش یکی نیست..خوشی دووم نداره غمش همیشگی نیست" و تاکید بر غمش همیشگی نیست میخندیم و میخونیم میدونیم، که امشب شب عشقه! :) تموم بشو